وقتی پزشکی الهامبخش ادبیات میشود
پزشکی و ادبیات دو قلمروی بهظاهر متفاوتاند؛ یکی در جستوجوی درمان و بهبود جسم و روان انسان، و دیگری در جستوجوی بازنمایی احساسات، اندیشهها و تجربههای انسانی. اما تاریخ ادبیات نشان داده است که گاه بیماریها، همهگیریها و پیشرفتهای پزشکی خود به منبع الهامی قدرتمند برای نویسندگان تبدیل شدهاند. ویروسها و اپیدمیها، فنّاوریهای نوظهور تشخیص و درمان، و حتی اخلاق پزشکی، سوژههایی مهیج بودهاند که در آثار بسیاری جا خوش کردهاند. در ادامه، نگاهی داریم به برخی از برجستهترین آثاری که زیر تأثیر رخدادهای پزشکی و علوم زیستی پدید آمدهاند، و در پایان بهطور ویژه به کتاب «بیداری» لوران گونل خواهیم پرداخت.
۱. بیماری واگیردار بهمثابه نماد و سوژه داستانی
الف) «طاعون» – آلبر کامو
قطعاً یکی از شناختهشدهترین رمانهای تاریخ که بهخوبی نشان میدهد چگونه یک اپیدمی پزشکی میتواند زمینهی بازتاب فلسفی و اخلاقی باشد، «طاعون» اثر آلبر کامو است. این رمان، با وصف شهر وُران در شمال آفریقا که در محاصره طاعون قرار میگیرد، علاوه بر روایت جزئیات علمیِ قرن بیستم (پیدا شدن کژدمهای طاعون در موشها، قرنطینه، واکسیناسیون آزمایشی)، پرسشهای عمیقی دربارهی مسئولیت فردی و جمعی، مقاومت در برابر رنج، و معنای انسانیت در شرایط بحرانی مطرح میکند.
کامو که خود در سال ۱۹۴۳ میلادی منتشرشده، با نگاه اگزیستانسیالیستیاش، اپیدمی را نه فقط یک رویداد بهداشتی، بلکه آزمونی بزرگ برای وجدان جمعی و فردی میبیند.

ب) «عشق در زمان وبا» – گابریل گارسیا مارکز
مارکز در این اثر ماندگار، وبا را زمینهای قرار میدهد تا عشق ناکام دو شخصیت اصلی را به تصویر بکشد. در دوران استعمار در آمریکای جنوبی، شیوع وبا به باورهای عمومی دربارهی عشق و مرگ گره خورده و نویسنده از این پسزمینه برای کنکاش در شور و شک، صبر و انتظار بهره میبرد. هرچند جزئیات پزشکی وبا در رمان کمتر مورد تأکید است، اما اتمسفر ترس و امید ناشی از همهگیری، رنگوبوی ویژهای به داستان میبخشد.
پ) «جوانههای سرطانی» – مونیکا زته
در ادبیات معاصر ایران، رمان «جوانههای سرطانی» به قلم مونیکا زته یکی از نمونههای برجستهی پرداختن به بیماری صعبالعلاج و تأثیرات آن بر روان و روابط انسانی است. نویسنده با ظرافتی ویژه به شرح تجربهی فرد مبتلا به سرطان و تأثیر این بیماری بر خانواده و جامعه میپردازد؛ دغدغههایی همچون ترس از مرگ، تنهایی در مسیر درمان، و امید به معجزهی پزشکی.
۲. علم پزشکی و فناوریهای نوین در داستانهای علمی–تخیلی
الف) «عامل اندرمدا» – مایکل کرایتون
مایکل کرایتون با مهارتِ مثالزدنی خود در پیوند روایت هیجانی و دادههای علمی، رمانی نوشته که حولِ آزمایشی شکستخوردهی ناسا برای بررسی ویروسهای فرازمینی میچرخد. وقتی نمونهای از شهابسنگ وارد زمین میشود و گروهی از دانشمندان درگیر شناسایی و کنترل این ویروس میشوند، تنشِ داستان بالا میگیرد. «عامل اندرمدا» افزون بر هیجانِ علمی–تخیلی، به نقد خطرات ناشی از دستکاری ژنتیکی و بیاحتیاطی علمی نیز میپردازد.
ب) «فرانکشتاین؛ یا پرومتهی جدید» – مری شلی
اگرچه در زمان انتشار (۱۸۱۸) هنوز پزشکی نوین متولد نشده بود، اما این رمان را میتوان نخستین برخورد ادبی با ایدهی «خلق زندگی مصنوعی» دانست. ویکتور فرانکشتاین با علاقهمندیش به علم و آزمونهای تجربی موفق میشود «مخلوق» خود را به زندگی فراخواند. دوگانگی این اثر در ترس و تحسینی که از علم وجود دارد، الهامبخش نسلهای بعدی نویسندگان و فیلمسازان بوده است.
پ) «هرگز رهایم مکن» – کازوئو ایشیگورو
در جهانی که انسانها بهصورت ژنتیکی مهندسی میشوند تا بهعنوان منبع اعضای پیوندی رشد کنند، سوالات اخلاقی و پزشکی بیپاسخ میمانند. این رمان تلخ و تأثربرانگیز نشان میدهد چگونه علم پزشکی، اگر از مسیر اخلاقی خارج شود، میتواند به ابزاری برای ستم و سلب هویت تبدیل گردد.
۳. همهگیریها در ادبیات معاصر جهان
الف) «باغوحش آخرالزمان» – مایکل سندلر
این رمان، داستان نسل جدیدی است که در جهانی پس از همهگیری زندگی میکند؛ همهگیریای که تقریباً تمام انسانها را گرفتار و بیماریای ناشناخته و کشنده را بهجا گذاشته است. نویسنده در دو لایه روایت میکند: یکی روایت حالِ شخصیتها در دنیای آشفتهی پساپاندومی و دیگری خاطرات و بازتابهای علمی پیش از همهگیری.
ب) «سال آخر دنیا» – الیس شفرد
پس از شیوع جهانی آنفلوانزای قارچی که نیمی از جمعیت جهان را از بین برد، بازماندگان باید در جهانی ویرانشده به حیات ادامه دهند. تمرکز شفرد بر جنبههای پزشکیِ بازماندگان (تلاش برای واکسیناسیون، مقاومت در برابر سویههای جدید) و چگونگی شکلگیری دوبارهی اجتماع، اثر را در زمرهی مهمترین رمانهای اپیدمیمحور قرار داده است.

۴. «بیداری» لوران گونل؛ نقدی بر همهگیری مجازی
در میان آثاری که از پسِ رخدادها و پیشرفتهای پزشکی الهام گرفتهاند، کتاب «بیداری» لوران گونل (Laurent Gounelle) بهنوعی متفاوت است. این کتاب، گرچه بهصورت مستقیم از یک اپیدمی میگوید، اما «اپیدمی ذهنی» امروز را هدف گرفته است؛ ویروسی مجازی که از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای هوشمند منتقل میشود و پیامدهایش بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی و جسمانی است.
لوران گونل، نویسنده و پژوهشگر برجستهی توسعهی فردی، در «بیداری» نشان میدهد که رسانهها و شرکتهای بزرگ، بهعنوان ناقلان اصلی این «بیماری ذهنی»، چگونه از الگوریتمهای پیچیده و تئوریهای روانشناختی بهره میبرند تا افکار و تصمیمهای ما را مدیریت کنند. از تحلیل توییتهای سیاستمداران تا بررسی رفتار کاربران در فیسبوک و اینستاگرام، گونل با دادهها و مثالهای مصداقی، تابلویی زنده از یک جهان درگیر واکنشهای زنجیرهای ترس، هیجان و گمراهی به نمایش میگذارد.
نگاهی به برخی ویژگیهای کلیدی «بیداری»:
- اپیدمی ذهنی
گونل از کلمهی «اپیدمی» استعاره میکند؛ ویروسی که بجای بدن، ذهنها را مبتلا میکند. مشابه طاعون کامو، اما در مقیاسی دیجیتال و بدون علایم جسمانی ملموس. - نقش رسانه و تکنولوژی
فصلهای کتاب بهصراحت به قدرت شبکههای اجتماعی، الگوریتمهای هدفگذاری تبلیغاتی و پروژههای دادهکاوی اختصاص یافته است. - ابعاد بینالمللی
نمونههای واقعی از تاثیرات این «اپیدمی مجازی» در کشورهای مختلف ذکر شده و نشان میدهد که هیچ ملت و قانونی مصون نیست. - فراخوان به آگاهی و مقاومت
گونل پایان کتاب را به «نسخهی درمانی» اختصاص میدهد: آموختن مهارتهای سواد دیجیتال، رفتار هوشمندانه در مواجهه با اطلاعات و تقویت شبکههای ارتباطی واقعی.
مقدمه نویسنده:
نگاهی دقیق و ریزبینانه به شرایطی که همهی ما از زمان گسترش بیماری کووید-۱۹ در جهان تجربه کردهایم، الهامبخش من برای نوشتن داستانی است که پیشروی شما قرار دارد.
این رمان، بازتاب رمزگشاییهای من از مجموعهای از وقایع است که به اعتقاد من، به هیچ وجه نمیتوان آنها را بیاهمیت دانست.
برای رفع هرگونه ابهام، لازم میدانم از همین ابتدا تصریح کنم که این کتاب به هیچ عنوان به واکسنهای ضد کووید نمیپردازد. من نه پزشک هستم و نه اپیدمیولوژیست، و در نتیجه، صلاحیت اظهارنظر درباره این داروها را ندارم بنابراین مبنای تحلیل هایم را نه برروی این داروها بلکه بر روی چیز های دیگری قرار داده ام.
در پایان، شایان ذکر است که تمام ارجاعات تاریخی، نظریههای اقتصادی، و مطالعات روانشناسی اجتماعی ذکرشده در این کتاب واقعی بوده و منابع آنها در انتهای کتاب آورده شده است.
لوران گونل
ترجمهی «بیداری» به قلم نگین قلیزاده
مترجم این اثر چالشبرانگیز، خانم نگین قلیزاده، دانشآموختهی زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه شیراز، با نگاهی دقیق و دغدغهای عمیق به چالشهای معاصر، موفق شده است تا لحن انتقادی و در عین حال امیدبخش گونل را به فارسی بهخوبی منتقل کند.
در مقدمهی مترجم میخوانیم:
«این کتاب، حقیقتهای تلخ دنیای امروز را فریاد میکشد…
دشمن، بیرون از ما نیست؛ او در میان تصمیمهای ناگهانی، احساسات بیمنطق و قضاوتهای عجولانه پنهان شده است…
ترجمه این کتاب در ابتدا برای من تنها یک پروژهی برحسب اتفاق بود؛ و سپس به تلاشی تبدیل شد برای گشودن چشمانمان…»
جایگاه «بیداری» در بستر ادبیات الهامگرفته از پزشکی
اگر «طاعون» کامو نمادی از بحران جسمانی و «عشق در زمان وبا» نمادی از تحولات روحی در مواجهه با بیماری باشد، «بیداری» گونل، جلوهای نو از «بیماری مدرن» را نشان میدهد؛ بیماری که مرزهای پزشکی کلاسیک را درنوردیده و به حوزهی سایبری، روانشناختی و اجتماعی سرایت کرده است.
این اثر در کنار رمانهای علمی–تخیلی مایکل کرایتون یا اشارات فلسفی مری شلی، مجموعهی تازهای از متون را تشکیل میدهد که نشان میدهد ادبیات معاصر چگونه از پسِ معضلهای بهداشتی و پزشکی فراتر رفته و به چالشهای ذهنی و اجتماعی ما میپردازد. «بیداری» مکملی است برای آثار کلاسیک و مدرن دربارهی اپیدمیها؛ از طاعون فیزیکی گرفته تا طاعونی که هر روز در گوشیهای هوشمندمان منتشر میشود.
لینک کتاب: https://taaghche.com/book/230109/%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8Chttps://taaghche.com/book/230109/%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C
نتیجهگیری
تجربهی جهانیِ اپیدمیها و پیشرفتهای پزشکی، همیشه سوژهی جذابی برای ادبیات بوده است. از طاعون کامو تا سرطان مونیکا زته، از مهندسی ژنتیک در آثار علمی–تخیلی تا «اپیدمی ذهنی» در کتاب «بیداری» لوران گونل، این پیوند میان پزشکی و ادبیات نشان میدهد که هیچ قلمرویی جدا از کنشها و دگرگونیهای انسانی نیست. ادبیات، این آینهی بزرگ، بازتابدهندهی ترسها و امیدهای ما در مواجهه با ویروسها و واکسنها، با علم و فناوری، و با قدرت رسانههاست.
خواندن آثاری مانند «بیداری»، علاوه بر ارتقای سواد پزشکی–اجتماعی ما، راهی است برای آگاهی و مقاومت؛ آگاهی از مکانیزمهای دستکاری افکار و احساسات، و مقاومت در برابر ویروسی که دیگر از راه خون منتقل نمیشود، بلکه در لایههای عمیق ذهن و شبکههای مجازی پنهان شده است.
ادبیات، همچنان که پزشکان برای حفظ سلامتی جسم تلاش میکنند، میتواند مرهمی باشد بر زخمهای روان و جامعه، و راهنمایی برای بیداری و بازیابی اختیار و آزادی فردی و جمعی.